مهديسمهديس، تا این لحظه: 16 سال و 27 روز سن داره

مهدیس نفس مامان و بابا

سفر به شمال 22 الي 24 شهريور ماه 1391

سلام نفسم. اين عكسهاي شمال هست كه رفته بوديم سمت بندرانزلي . خلاصه خيلي خوش گذشت و شما هم كلي شيطوني كردي. عشقم الان 2 هفته است كه رفتي كلاس بالاتر و ديگه واسه خودت خانومي شدي. حرف زدنت هم بهتر شده. راستي مهديس ديگه فعلا پستونك نميخوره. (2 هفته پيش كه داشتم صورت گلش رو ميشستم پستونكش افتاد توي دستشويي و گفت مامان مي مي اَخه و اداي حالت تهوع رو درآورد). از اون روز ديگه هر وقت ميپرسيم مهديس، مي ميت كوش؟ مي گه: اوَق، اوَق. و من هم دارم كم كم پروژه از شير گرفتن رو شروع مي كنم كه خيلي سخته. مهديس در جنگل گيسوم مهديس و كنار دريا مهديس و بابا مهدي كنار دريا مهديس و ماسه بازي مهديس با دا...
10 مهر 1391

تبريك تولد

سلام عشقم، سلام نفسم، سلام زندگيم. تولدت مبارك إن شاءالله كه هميشه سلامت و سربلند و موفق باشي. دوست دارم يه عالمه بووووووووووووووووووووووووس   سلام دختر نازم. اين عكسها براي روز دوشنبه 91/6/27 است كه توي مهدكودك براي متولدين شهريور  كه شما هم چون روز تولدت 30 ام شهريور ماه بود جشن گرفتند كه البته با حضور عموشهرام كه براتون حسابي آهنگ زد و تركوند. در ضمن روز 5شنبه 30 ام و روز جمعه 31 هم خونه ماماني طيبه و ماماني منير هم جشن گرفتيم. چون هم تولد دايي ميثم روز 29 شهريور هم تولد دايي امين 31 شهريور و همچنين تولد عمو مرصاد 31 شهريور بود. خلاصه تو اين هفته همش تولد بود و شما هم خيلي خ...
3 مهر 1391

روز دختر مبارك

روز دختر بر همه دخترای خوب ایرانی مبارک عزیزم امروز روز توست ، امیدورام از لحظه لحظه زندگیت لذت ببری و به تمام خواسته های زندگیت برسی عرض تبریک به بهترین دختر دنیا روز دختر مبارک امیدوارم مثل حنا با مسولیت مثل کزت صبور مثل ممول مهربون مثل جودی شاد و سر زنده و مثل سیندرلا خوشبخت باشی ! ...
28 شهريور 1391

عیـد سعیـد فطـر پیـشاپیـش مبـارک بـاد

عید سعید فطر و جشن وارستگی بر شما ره یافتگان ضیافت الهی، پیشاپیش مبارک و التماس دعا کم کم غـــروب مــــاه خــــدا دیده می شود صد حیف از این بساط که برچیده می شود **** دارد به خنده چشم جهان باز می شود یعنی که عیــد فطـــر تــو آغاز می شود ...
28 مرداد 1391

مهدیس و دوچرخه خریدن و حرفهای جدید

  سلام عشق قشنگم. دخترم داری دیگه بزرگ می شی و شیطنت ها هم داره بیشتر می شه. ولی برای من و بابا خیلی لذتبخش هست. دیروز با بابا و دایی میثم و دایی امین رفتیم برات دوچرخه بخریم. شما هم اونقدر ذوق کرده بودی که همه دوچرخه ها رو می رفتی دست می زدی و می گفتی مامان می خوام . ماله منه. و دایی امین سوارت می کرد و کلی ذوق می کردی. و خلاصه بالاخره اون چیزی که می خواستیم پیدا کردیم یعنی یه چیز دخترونه و خشگل. تا توی ماشین بیاریمش نمی زاشتی کسی دست بهش بزنه و کیفی هم که روش بود رو انداخته بودی روی کولت و به ما پٍز می دادی و توی ماشین هم خودت نشستی بغلش. که در اسرع وقت برات عکسش رو می زارم. کلمه های جدید: هر چيزي كه بخواي مي گ...
15 مرداد 1391

خجـسته میـلاد حضـرت ولـی عصـر (عج) مبـارک بـاد

شایـد این جمـعـه بیـایـد ... ای زمین! دستانت را بگشای تا بی نهایت را در آغوش بگیری که قرآن، منتظر نزول اوست. وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی اْلأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ بوی خوش تو در کوچه های جان پیچیده است یا ابا صالح! ماه از جمال نورانی تو، سر از آسمان خم کرده تا تماشایت کند. زمین نیز مثل آسمان، دنبال آبی شدن و یک رنگی است و تنها تویی که عبور نسیم های رحمت را در سیاه خانه دل ها میسر خواهی کرد. طلوع کن ای ماه نیمه پیدا تا سلسله جنبانِ قلبمان، به دلخوشی یادت آرام گیرد ...
14 تير 1391

اتفاق بد

سلام عزيز مامان اين اتفاق هفته پيش عصر روز يكشنبه 91/3/28 افتاد كه ماداشتيم مي رفتيم خونه مادربزرگ بابا مهدي كه توراه از روي صندلي عقب ماشين كيف منو بردند. خيلي لحظه بدي بود. بابا تا رفت دنبالشون سه تا موتوري با قمه اومدند جلوي بابا و كيف من رو بردند. شما هم از سر و صدا و گريه هاي من و جمعيتي كه دورمون جمع شده بود شوك زده شده بودي و بهونه گيري مي كردي.و من هم خيلي نگرانت بودم كه به تو آسيبي نرسيد چون تازگيها مي ري صندلي عقب مي شيني و الان هم به خاطر اين گروني ها زورگيري و خفت گيري و بچه دزدي زياد شده. كه زنگ زديم پليس 110 اومد و گزارش نوشت و معرفي كرد به كلانتري و يه عالمه دوندگي. تو كيفم مداركام گواهينامه، كارت دانشگاه، عابر بانكها...
3 تير 1391